وقتي باد پرده هاي اتاق را مي تكاند.خاطرات عشق زمستاني را دوباره مرور مي كنم

.آنكاه دست به دامان باران مي شوم تا بر دياري ديگر ببارد و برف شهري ديگر را سفيد كند.

آرزو مي كنم خدا زمستان را از فصل هاي سال قلم بزند

 نمي توانم اين فصل ها را بي تو تاب بياورم.

 

من سياهي چشمانت را قبل از اينكه بيدار شوي، ديدم ..

من صدايت را قبل از اينكه لب وا كني ،شنيدم ..

من طعم بوسه هايت را قبل از اينكه بوسه ام دهي، چشيدم..

و بافته هاي گيسوانت را قبل از اينكه ببافيشان ،باز كردم.

 

باران با بوي بوسه هاي تو مي بارد با بوي شبنم و ياس و پونه

شاپرك ها به اميد شمع رخ زيباي تو زنده اند

گلخانه هاي جهان لبريز عطر خوش تو باد

تويي رنگين ترين رنگين كمان روياهاي شبانه ام

تويي كه قلبت را به زلالي چشمه ها پيوند زدي و روحت را به لطافت نسيم

/ 6 نظر / 8 بازدید
یاس

سلاممممممممم: اولا که اوللللللللل!..چشمک.... تبريک می گم...بالاخره آپ کردی.....چشمک..... جالب بود زيبا نوشته شده بود....آپ کردی خبرم کن.....ممنون می شم...فعلا!

پیشی

تو می گویی عشق این است ...... بو می کشی احساس می کنی شعر می گویی........اما واقعا تو عاشقی؟ پس چرا این عشق در ذهنمان جاودانه نیست؟ مگر تو از همان نژادی نیستی که فراموشکار است و تب تندش را زود از یاد می برد و دیری نمی گذرد که قلب و وجود معشوق را به خون می آلاید......تو همانی یک مرد نژاد برتر!! و منم زن!مظلوم و خرد شده در انتظار هیچ! گیسوان بافته ام را باز مکن .... می خواهم با آن طناب داری برای خود بسازم....

sara

salam, shoma khubin? human?????????? mano un dge baham nistim, age shoma khabari darin manam daram!!!! bad 2nyayie alireza khan. kehili bad

مريم !

فکر نميکردم ديگه بيای! هرچند دير اومدم! خيلييييييی!!

marge aram

ghalame zibaiee dari v ehsasate ghashang.hamvare movafag bashi.